۴ حقیقت که درباره اتوماسیون نمی‌دانستید! (بخش دوم)

۴ حقیقت که درباره اتوماسیون نمی‌دانستید! (بخش دوم)

۱ . اتوماسیون فعالیت‌ها

این یافته‌ها بر اساس داده‌های  ۲۰۰۰ فعالیت کاری مختلف در بازار کار ایالات متحده هستند. پژوهشگران در این تحقیق، نیازمندی‌های هر یک از این فعالیت‌ها را به‌صورت ۱۸ قابلیت مختلف قابل اتوماسیون تعیین کردند (شکل ۱). این قابلیت‌ها گستره متنوعی هستند از مهارت‌های ظریف حرکتی و مسیریابی در دنیای مادی گرفته تا درک احساسات انسانی و تولید زبان طبیعی. سپس امکان اتوماتیک کردن این قابلیت‌ها را بر اساس پیشتازترین فناوری‌های فعلی و تطبیق سطح قابلیت مورد نیاز برای کارهایی که شرایطشان غیرقابل پیش‌بینی بود، تشخیص دادند.

سطوح اتوماسیون اداری

 

 

خط پایین بیان می‌کند که ۴۵ درصد از فعالیت‌های کاری توسط فناوری مذکور، قابل اتوماسیون است. اگر فناوری‌هایی که زبان طبیعی را پردازش و درک می‌کنند می‌توانستند به سطح متوسط عملکرد انسان برسند، بیش از ۱۳ درصد از فعالیت‌های کاری ایالات متحده قابل اتوماسیون ‌بود. میزان پتانسیل اتوماسیون نشان می‌دهد که پیشرفت هوش مصنوعی و انواع آن، مانند ماشین یادگیری، با چه سرعتی نظر ما را در مورد اینکه چه چیزهایی قابل اتوماسیون هستند، به چالش می‌کشد. دیگر این‌طور نیست که فقط فعالیت‌های معمول و قابل‌ برنامه‌ ریزی برای اتوماسیون اداری انتخاب شوند. فعالیت‌هایی که نیاز به دانش یا تجربه ضمنی دارند و به سختی قابل تفسیر به مشخصات کاری هستند، نیز به‌ صورت قابل اطمینانی پتانسیل خودکار شدن را دارند.

در بسیاری از موارد، فناوری اتوماسیون می‌تواند با سطح مطلوب عملکرد انسان‌ها مطابق باشد یا حتی از آن فراتر برود. به عنوان مثال، سیستم هوش مصنوعی کوییل محصول شرکت  Narrative Science داده‌های خام را تجزیه و تحلیل کرده و زبان طبیعی تولید می‌کند، و طی چند ثانیه گزارشی می‌نویسد که خوانندگان تصور می‌کنند یک انسان آن را نوشته است. روبات‌های کیوا در شرکت آمازون مجهز به فناوری‌های اتوماسیون هستند که با برنامه‌ریزی، هدایت و هماهنگی بین روبات‌های فردی با سرعتی حدود چهار برابر نسبت‌ به سیستم قبلی شرکت، سفارشات انبار را انجام می‌دهند. سامانه هوشمند واتسون شرکت IBM می‌تواند بر اساس تحقیقات پزشکی برای بیماری‌‌ های خاص، درمان‌های موجود را پیشنهاد دهد.

 

۲. بازتعریف مشاغل و فرآیندهای تجاری

با پیشرفت اتوماسیون در کارهای فیزیکی و کارهای فکری، بسیاری از شغل‌ها به‌جای اینکه از بین بروند، حداقل در کوتاه مدت، بازتعریف می‌شوند.

براساس این پژوهش، کمتر از ۵٪ مشاغل با فناوری کنونی به‌طور کامل قابل اتوماسیون هستند. با این حال، حدود ۶۰٪ مشاغل هستند که ۳۰٪ از فعالیت‌های تشکیل‌دهنده‌شان قابل اتوماسیون است. به بیان دیگر، اتوماسیون امکان تغییر اکثر مشاغل را فراهم می‌کند -حداقل تا حدودی- که الزاما منجر به بازتعریف مشاغل و تغییر فرآیند‌های کسب‌وکار می‌شود.

به‌عنوان مثال، مامورین وام مسکن، زمان بسیار کمتری را صرف بررسی مدارک و کاغذبازی‌های اداری می‌کنند و بیش‌تر زمان خود را صرف بررسی شرایط خاص مشتریان می‌کنند و این‌گونه می‌توانند وام‌های بیش‌تری را به جریان انداخته و زمان بیش‌تری را صرف مشاوره به مشتریان کنند. به‌طور مشابه، در دنیایی که تشخیص بسیاری از مسائل مربوط به سلامتی به‌صورت اتوماتیک قابل انجام است، یک اتاق اورژانس می‌تواند هر دو کار رده‌بندی و تشخیص بیماری‌ها را انجام دهد تا پزشکان بتوانند روی موارد حاد یا غیرعادی متمرکز شده و در عین حال با دقت بیش‌تری به موارد عادی بپردازند.

هم‌چنان که نقش‌ها و فرآیندها بازتعریف می‌شوند، منافع اقتصادی اتوماسیون فراتر از صرفا صرفه‌جویی در کار کارگران خواهد رفت. به خصوص در مشاغل پردرآمد، ماشین‌ها می‌توانند قابلیت‌های انسان را به میزان زیادی افزایش داده و با افزایش ظرفیت کاری افراد و آزاد کردن وقت کارمندان برای تمرکز روی کارهای مهم‌تر، میزان مهارت را افزایش دهند.

در حال حاضر، وکیل‌ها از تکنیک‌های استخراج متن استفاده می‌کنند تا از میان هزاران سند جمع‌آوری شده طی تحقیقات، مرتبط‌ترین آنها را برای بررسی دقیق‌تر توسط وکلای دادگستری شناسایی کنند. به‌طور مشابه، سازمان‌های فروش می‌توانند از اتوماسیون برای شناسایی و ایجاد فرصت‌های آپ سلینگ و کراس سلینگ۴ استفاده کنند، زیرا با فراهم بودن اتوماسیون، فروشندگان می‌توانند زمان بیش‌تری را صرف تعامل با مشتری و ارتقاء کیفیت سفارش کنند.

۳. تاثیر بر مشاغل پردرآمد

تصور عمومی این است که فعالیت‌های غیرحرفه‌ای و کم درآمدی که با مشتری سروکار دارند، بیش‌تر از بقیه فعالیت‌ها مستعد پذیرش اتوماسیون هستند. اما اکنون می‌توانیم این دیدگاه را با استفاده از پایگاه داده جامعی که در این تحقیقات ایجاد شده، موشکافانه مورد بررسی قرار دهیم. این پایگاه داده نه تنها شامل مشاغل، فعالیت‌های کاری، توانایی‌ها و قابلیت‌ خودکار شدن آنهاست، بلکه دستمزدی که برای هر شغل پرداخت می‌شود را نیز در بر می‌گیرد.

این پژوهش تا اینجا نشان می‌دهد که درصد قابل توجهی از فعالیت‌ها نیز با اتخاذ فناوری فعلی، قابل اتوماسیون هستند؛ حتی آنهایی که توسط کارمندان مشاغل پردرآمد انجام می‌شوند مثل برنامه‌ریزان مالی، پزشکان و مدیران ارشد. برای مثال تخمین می‌زنیم که فعالیت‌هایی که بیش از ۲۰٪ وقت کاری یک مدیر عامل را به‌خود اختصاص می‌دهند با فناوری‌های کنونی قابل اتوماسیون هستند. این فعالیت‌ها عبارتند از تحلیل گزارش‌ها و داده‌ها برای اطلاع از تصمیمات عملیاتی، تعیین وظایف کارکنان و مرور گزارش‌های وضعیت. در مقابل، بسیاری از مشاغل کم‌‌درآمد مانند پرستار خانگی، باغبانی و تعمیرکاری وجود دارند که درصد بسیار کمی از فعالیت‌هایشان با فناوری‌های امروزی قابل اتوماسیون است (شکل ۲).

 

با نرخ دستمزد ساعتی به تنهایی نمی‌توان قدرت اتوماسیون را پیش‌بینی کرد، با اینکه بین آنها رابطه‌ای وجود دارد.

مقایسه دستمزدها و قابلیت اتوماسیون برای مشاغل ایالات متحده

محور عمودی: قابلیت اتوماسیون؛ درصد زمان صرف شده در فعالیت‌هایی که با فناوری کنونی قابل اتوماسیون هستند

 

مقایسه دستمزدها و قابلیت اتوماسیون و مشاغل

 

۴ . آینده خلاقیت و تجربه‌های انسانی

توانایی‌هایی مثل خلاقیت و درک احساسات، هسته تجربه انسانی هستند و اتوماتیک‌ کردن آن‌ها دشوار است. میزان وقتی که کارگران صرف فعالیت‌های مرتبط با این توانایی‌ها می‌کنند، به‌طور قابل ملاحظه‌ای کم است. فقط ۴٪ از فعالیت‌های کاری در اقتصاد ایالات متحده، نیازمند خلاقیت انسانی است. به همین ترتیب، تنها ۲۹٪ از فعالیت‌های کاری، نیاز به درک احساسات دارند.

ممکن است از خواندن این آمار متاسف شده باشید و احساس کنید طبیعت بی‌خاصیت زندگی کاری ما را نشان می‌دهد. اما نکته مثبت این است که این آمار پتانسیل تولید کار مفید را نیز نشان می‌‌دهد. این امر در صورتی رخ می‌دهد که اتوماسیون جایگزین فعالیت‌های روزمره یا تکراری شود، تا کارمندان بتوانند مدت زمان بیشتری را صرف فعالیت‌هایی کنند که نیاز به خلاقیت و احساسات دارند. مثلا مشاوران مالی می‌توانند وقت کمتری را صرف تحلیل وضعیت مالی مشتری کرده و برای درک نیازهای آ‌ن‌ها و ارائه گزینه‌های خلاقانه وقت بیش‌تری بگذارند. طراحان داخلی می‌توانند زمان کمتری را صرف اندازه‌گیری، طراحی تصاویر و سفارش مواد اولیه کرده و بیش‌تر وقت خود را صرف توسعه مفاهیم طراحی خلاق براساس خواسته‌های مشتریان کنند.

 

 

منبع: mckinsey.com

reference : mckinsey.com